ما در دوران کودکی الگوهای فکری مشخصی را شکل می دهیم. برای مثال، در فرزند اول خانواده ای که نان آور خانواده برای تامین معاش به سختی تلاش می‌کند، حس مسئولیت پذیری بیشتری شکل می‌گیرد، نسبت به فرزند آخر یک خانواده ۴ نفری که در سطح متوسط به بالا از نظر مالی قرار دارند. همینطور، کودکی که در محیطی با ارزش های ورزشی به دنیا آمده است اگر به شهری برود که در آنجا مدارج دانشگاهی ارزشمند است ،به احتمال زیاد به شکل متفاوتی رشد خواهد کرد.

متاسفانه اثرات روی کودک، همیشه خوش خیم نیستند. کودکی که توسط یکی از بستگان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته  ممکن است فکر کند به هیچ شکلی از قدرت،نمی تواند اعتماد کند.

کودکی که در مدرسه مورد زورگویی قرار گرفته ممکن است شروع به این فکر کند که دوست داشتنی نیست. کودکی که توسط والدین سرزنش می شود ممکن است شروع به این فکر کند که بی ارزش است یا هرگز قابل پذیرش نیست. این تجربیات مسموم منجر به شکل‌گیری الگوهای منفی فکری، حسی و رفتاری می شوند. خاطرات دردناک و باورها در مورد خودمان و دیگران، آگاهانه یا ناآگاهانه به بزرگسالی ما، زندگی مشترک ما و به فرزند پروری ما منتقل می‌شوند!

تله زندگی(طرحواره) بینش ما را نسبت به خود و دیگران تحریف می‌کند. تمام تله های زندگی را در دوران کودکی شکل می دهیم، بخشی به علت سرشت مادرزادی و بخشی به علت محیط. بخشی از ناکارآمدی مربوط به تله است. بخش دیگر آن مربوط به سبک مقابله‌ای ما در برابر تله تحریک شده است. وقتی نیازهای عاطفی اساسی ما به عنوان یک کودک ارضاء نمی شود،خشمگین می شویم  و در نتیجه به طور ناخودآگاه راهی برای مقابله با رنج نیاز  ارضاء‌ نشده پیدا میکنیم.

سبکی که برای مقابل انتخاب میکنیم( مثل فرار یا مبارزه) تا اندازه زیادی به سرشت ما برمی‌گردد. این سبک های مقابله ای را به زندگی بزرگسالی خود می آوریم. این سبک های مقابله ای ممکن است در لحظه، رنج را کمتر کنند، اما به طور حتم در طولانی مدت تله ها را تقویت کرده و در نهایت نیازهای عمیق‌تری نادیده گرفته می‌شوند. وقتی تله فعال می‌شود افراد سه روش را به کار می‌گیرند: تسلیم، اجتناب یا جبران افراطی که گاهی آن را حمله متقابل نیز می نامند.

“انواع سبک های مقابله ای”

1-سبک مقابله ای تسلیم

سبک مقابله ای است که بر اساس ترس از آن چیزی که تله به ما می‌گوید بنا شده است و ما باور داریم که این ترس، حقیقت دارد. پیام این سبک مقابله ای این است:” آنچه تله ی من در مورد من میگوید حقیقت دارد و من در مقابل تغییر آن ناتوانم.”

کودکان با سبک مقابله ای تسلیم به الگوی تحریف شده خود باور دارند؛ و در جهت تایید این الگوی تحریف شده عمل می کنند. اگر پدری حرف بی ادبانه بزند،برای مثال، به کودک بگوید زشت یا احمق است، کودک با آن از درون موافق است و واقعاً باور می‌کند که احمق است. کودکانی که تسلیم این نوع از پیام‌های تعیین کننده می شوند نظر سطح پایینی در مورد خود خواهند داشت.این علل باعث می شوند نمایی تحریف شده از دیگران داشته باشند و نمایی تحریف شده از دید دیگران نسبت به خود نیز پیدا خواهند کرد.آن ها به طور معمول خوشان را سرزنش میکنند، به خصوص زمانی که مرتکب اشتباهی می شوند.صدایی درون مغزشان می گوید،”این تقصیر منه”.

انواع تسلیم در کسی که به طور معمول مورد انتقاد و سرزنش قرار می گیرد:

-احساس می‌کند از دیگران پایین تر است.

– تمام انتقادها را قبول میکند.

-به وقایع طوری نگاه میکند که این جمله تایید شود این “تقصیر منه”.

-نیازهای دیگران را به نیازهای خودش ترجیح می‌دهد.

مثال هایی از ” رفتار تسلیم ” همراه با انتقاد و سرزنش:

– تسلیم شدن مقابل دیگران هنگام بحث.

-بیش از حد عذرخواهی می کند.

– به قوانین مطیعانه عمل می کند.

– به طرف کسانی متمایل می شود که اعتماد به نفس بیشتری دارند.

2-سبک مقابله ای اجتناب

سبک مقابله ای اجتناب بر فرار از رنجِ همراه با تله استوار است. ما از واکنش هایی که منجر به فعال شدن تله می‌شود دوری میکنیم. وقتی نیازها تأمین نمی‌شوند یا تله ها فعال می‌شوند، کودکانی که این سبک مقابله ای را دارند هر کاری انجام می دهند تا از احساس ناامیدی و درد همراه این شرایط فرار کنند. آنها شرایطی را که می‌تواند رنج آور باشد و تله را فعال کند، حذف می کنند. آنها با منحرف کردن خود، هم از صمیمیت با دیگران و هم از درگیری با دیگران دوری می‌کنند.گاهی آن ها نمی توانند چیز زیادی از گذشته به خاطر بیاورند،وقتی از گذشته سوال می شود و یا گذشته موشکافی می شود چیزی یادشان نمی آید.زیرا به یاد آوردن گذشته،بیش از حد به آن ها آسیب میزند.کودکان با سبک مقابله ای اجتناب اغلب تلاش میکنند تقلب کنند و گاهی در برقراری تماس چشمی راحت نیستند.

مدل های اجتنابی معمولاً اینها هستند:

– با احساسات خود، بیگانه هستند.

– احساسات خود را با مواد( غذا، الکل ،داروها) یا فعالیت ها (قمار ،رابطه جنسی،پرکاری)سرکوب میکنند.

– مانند کسی رفتار می کنند که انگار مشکلی ندارد.

– از روابط صمیمانه پرهیز می کنند

– با الگوی ثابت رفتار می کنند و خصوصیات مشخص دارند.

– از رو در رو شدن پرهیز می‌کنند

در سبک مقابله ای اجتناب به طور معمول زمان زیادی صرف فعالیت‌های اینچنینی می شود:

– خواندن روزنامه ها و مجلات

-دیدن تلوزیون

– گشت زنی در اینترنت، خرید آنلاین

-تمیز کردن اتاق

– دنبال کردن عملکرد تیم های ورزشی مورد علاقه

– مصرف الکل، سیگار یا پرخوری

– با تلفن حرف زدن یا پیامک دادن

3-سبک مقابله ای جبران

در سبک مقابله ای جبران ما رفتاری از خود نشان می دهیم که مخالف اثرات تله باشد. وقتی تله ها فعال می‌شوند، کودکانی که این نوع سبک مقابله ای را دارند اگر مورد انتقاد قرار بگیرند، مثل حالتی است که مورد حمله واقع شده‌اند و به شدت حمله را پاسخ می‌گویند تا اثبات کنند احساس منفی که در مورد خودشان دارند درست نیست. آنها با خشم به منبع این احساس منفی حمله می کنند.آن هایی که مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند، دیگران را مورد سوء استفاده قرار خواهند داد. آنهایی که از عشق و محبت محروم بوده‌اند خودشان و دیگران را متقاعد می کنند که در این موارد نیازی به دیگران ندارند.

افرادی که این سبک مقابله ای را دارند،اغلب به محرک های کوچک یا ناکامی های کوچک، واکنش بیش از حد نشان میدهند و اغلب به شکل افراد بی ادب، بی احساس، پر توقع و گوشه گیر و یا حالت های شدیدتر از این ها ظاهر می شوند.

افرادی که با سبک مقابله ای جبران عمل میکنند،ممکن است این رفتار ها را نشان دهند:

– مخالفت ها را به صورت یک تهدید می بینند ،برای اثبات اشتباه دیگران هر کاری می کنند.

-واکنش ها را به صورت انتقاد می بینند،برای اثبات اینکه مخالف نظر انتقادگر  صحیح است،هر کاری میکنند.

–  قوی ظاهر می‌شوند ، ولی در واقع شکننده هستند.

– برایشان اهمیتی ندارد که کسی در سیر اثبات نظرات آنها آسیب ببیند.

-به طور دائم درباره ی نارضایتی شان از خصلت های منفی دیگران صحبت کرده و طوری عمل میکنند که انگار خودشان کامل هستند.

– در روابط صمیمی، اثبات شخصیت خود را در رابطه، در اولویت قرار می دهند.

– نیازهای خود را بر نیازهای دیگران ترجیح می‌دهند.

– با دادن نام های زشت به دیگران از آنها سوء استفاده کرده و بدخلقی می‌کنند.

-برای زمان مناسب صحبت کردن، صبر نمیکنند و می خواهند در لحظه کارشان انجام شود.

– اشخاص پرکاری هستند و به طور غیر معمول و با شدت بیش از حد و یا خارج از زمان کار ،کار می‌کنند.

درک سبک های مقابله ای منجر به شناخت بهتر از خودمان می شود که به تبع آن، به ما کمک می‌کند که با کودکانمان همدلی بیشتری داشته باشیم و برای تامین نیازهای عاطفی اساسی آنها مجهز تر شویم. شناخت بهتر خودمان منجر به درک بهتر فرزندانمان خواهد شد.

 

منبع: کتاب فرزندپروری باکفایت (با رویکرد طرح‌واره‌درمانی)، نویسنده: جان فیلیپ لوییس، کارن مک ‌دونالد لوییس، مترجم: دکتر سید مهدی موسوی موحد،انتشارات ارجمند

اشتراک گذاری:

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه
    Verification: 21c1a9e26c75b00f