وقتی کودک شما می گوید “هیچ کس مرا دوست ندارد”

[WPPV-TOTAL-VIEWS] مشاهده
وقتی کودک شما می گوید هیچ کس مرا دوست ندارد

سام چهار ساله یک روز از پیش دبستانی به خانه آمد و با شکایت گفت: “هیچکس من را دوست ندارد!”. نیازی به گفتن نیست که پدر ومادرش وحشت کرده بودند. خاطراتی از زخم های دوران کودکی خود در اثر طرد شدن ، ذهن آنها را فرا گرفته بود و آنها نگران بودند که سام نیز با همین مشکلات روبرو باشد.

این وضعیت یکی از بزرگترین چالش های فرزندپروری را برای مادر و پدرش فراهم کرده است: جدایی احساسی از تجربه فرزندشان. حتی اگر مسئله کودکشان همان زخمی باشد که آن ها در کودکی خود احساس کرده بودند ،اما پسر آنها فردی مستقل با مهارت های مقابله ای خاص خود است و با شرایط منحصر به فردی روبرو است.

برای رسیدگی به مشکل فرزندشان ، بسیار اهمیت داشت که این والدین صبور باشند و از عکس العمل شدید اجتناب کنند (ممکن است مشکل آنقدرها که به نظر می رسیده جدی نبوده باشد) .

بعد از کشیدن نفس های عمیق ، آنها از سام پرسیدند که آیا آن روز در مدرسه با کسی دعوا کرده است؟ آیا در کلاس دوستی ندارد؟

پاسخ ثابت سام این بود که هیچ کس با او بازی نمی کند و هیچ کس او را در مدرسه دوست ندارد.

والدین سام از معلم او پرسیدند تا ببینند آیا واقعا اینگونه است. معلم گفت این درست نیست و در واقع بچه ها سام را خیلی دوست دارند. پس از مدتی تلاش برای تشخیص اینکه احساس سام از کجا ناشی می شود ، معلم سام متوجه شد که این مشکل از چه قرار است.

دوست صمیمیِ سام ، جانی ، با پسر دیگری به نام کوین دوست شده بود و سام احتمالاً احساس می کرد که کنار گذاشته شده است. قبلا هر روز صبح ، سام و جانی با هم به زمین بازی میرفتند و بازی میکرند ، اما اکنون جانی و کوین در آنجا بازی می کردند و نمی خواستند سام وارد بازی آن ها شود.

طرد شدن از جانب بهترین دوستش برای این کودک بسیار دشوار بود. جانی در واقع اولین عشق واقعی سام در خارج از خانواده اش بود ، و دردی که او احساس می کرد شبیه درد یک “عاشق مضطرب” بود. کنار آمدن با طرد شدن برای بزرگسالان سخت است ، بنابراین تصور کنید که برای  این پسر کوچک چقدر سخت بود!

از آنجا که سام تجربه بسیار کمی در زمینه پیچیدگی های روابط اجتماعی داشت ، نه میتوانست آنچه که اتفاق می افتد را تفسیر کند و نه سرنخی از چگونگی کنترل احساساتش داشت.

سام به کمک بزرگسالان نیاز داشت. در ادامه چند گام برای این والدین ذکر شده است.

والدین سام می توانند با روشن کردن شرایط به او کمک کنند

آنها می توانند برای او توضیح دهند که در رابطه او و جانی  چه تغییری ایجاد شده است. اول ، سام و جانی از بازی در کنار هم در پارک بازی به تنهایی لذت می بردند. حالا جانی دوست دارد با کوین هم وقت بگذراند. این نوع شرایط همیشه اتفاق می افتد. افراد قلب بزرگی دارند و می توانند بیش از یک نفر را دوست داشته باشند. این بدان معنا نیست که جانی دیگر سام را دوست ندارد  یا اینکه سام کار اشتباهی انجام داده است.

آن ها باید با سام درباره احساساتش صحبت کنند

بهتر است به او بگویند  “طبیعی است که بچه ها به سختی می توانند بهترین دوست خود را با کسی به اشتراک بگذارند”، “وقتی این اتفاق می افتد ، بچه ها می توانند عصبانی و غمگین شوند”، “اگر چنین احساسی داری ، می توانی به ما بگویی ، ما کمکت خواهیم کرد”.

به اشتراک گذاشتن داستان هایی در مورد تجارب خودشان با مثلث های اجتماعی و بیان اینکه آنها نیز اوقات سختی داشتند، باعث آرامش سام خواهد شد. او میفهمد که تنها نیست.

والدین باید راه هایی برای حمایت از رابطه سام و جانی پیدا کنند.

به عنوان مثال ، مادر و پدر می توانند به سام پیشنهاد دهند که جانی را به خانه دعوت کند ، یا آنها می توانند جانی را در یک سفر خانوادگی خاص همراه کنند. به این ترتیب ، سام می تواند زمان مورد نظر خود را با دوستش بگذراند.

آموزش برخی مهارت های مقابله ای مثبت به او قدرت می بخشد

به عنوان مثال والدین ممکن است پیشنهاد دهند که وقتی جانی با کوین بازی می کند و او را بازی نمیدهد ، می تواند احساسات خود را به دوستش ابراز کند. می تواند به جانی بگوید  “ما باهم دوست هستیم و خوب نیست که مرا کنار بگذاری،این باعث می شود عصبانی و غمگین شوم”.

معلم هم می تواند تعاملات کودکان را کنترل کرده و  هرگونه رفتارهای فرق گذارانه محدودتر کند .

در تحلیل نهایی ، اگر جانی هنوز نمی خواهد سام را به بازی راه بدهد ، والدینش می توانند به او پیشنهاد دهند که بچه های دیگری را پیدا کند که با آنها بازی کند.والدین او می توانند توضیح دهند: “بعضی اوقات دوستان برای بازی با بچه های دیگر به زمان نیاز دارند”.

همچنین والدین می توانند به سام کمک کنند تا دوستان دیگری پیدا کند و روابط بیشتری با بچه ها برقرار کند. در نهایت ، سام باید یاد بگیرد که حتی اگر جانی اصلا با او بازی نکند ، او یک همبازی دیگر پیدا می کند و حالش خوب است.

ترجمه:فاطمه رنجبر

منبع:“When Your Child Says, “Nobody Likes Me

اشتراک گذاری:

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه
    Verification: 21c1a9e26c75b00f