EnglishPersian

معمولاً از ما سوال می شود “چه نوع فرزندپروری باعث می شود که  کودکانی با اختلال شخصیت خودشیفته بزرگ شوند؟” یا “آیا فرزندان والدین خودشیفته ،خود در معرض خطر ابتلا به خودشیفتگی قرار دارند؟”

اختلال شخصیت خودشیفتگی می تواند یکی از پیامدهای فرزندپروری نادرست باشد. همه کودکان خواستار تأیید و توجه از جانب  والدین خود هستند. کودکان با خانه خود سازگار می شوند و گاهی منطقی ترین و دردسترس ترین نوع سازگاری با برخی شرایط خانه ، خودشیفته شدن است.

در ادامه چندین سناریوی معمول وجود دارد که می تواند به خودشیفتگی کودکان منجر شود.

سناریو 1:ارزش های والدین

در این شرایط کودک در خانواده ای پرورش می یابد که بسیار رقابت زا است و فقط از طریق موفقیت می توان توجه و پاداش گرفت. یک یا هر دو والدینِ کودک، زیاده خواه هستند و توقعات غیرمعمول از او دارند. شعار خانواده این است: اگر نمی توانید بهترین باشید ، پس اصلا چرا تلاش میکنید؟!

دوست داشتن مشروط

فقط زمانی که در مسابقه اول می شوید ، در نمایشگاه علوم رتبه می آورید یا در نمایش مدرسه نقش ایفا میکنید ، به شما توجه می شود و مورد تحسین وتشویق قرار میگیرید. اگر این کار را نکنید ، ناامید خواهید شد. قرار است همه افراد خانواده منحصر به فرد و خاص باشند و بارها و بارها آن را ثابت کنند. هر چقدر هم که به موفقیت برسید ، فشار هرگز از بین نمی رود. همانطور که فردی تعریف میکرد: “هنگامی که من با کارنامه تمام A به خانه آمدم ، پدرم از من پرسید که آیا کسی A + دارد.”

کودکان در این خانواده ها احساس بی قید و شرط دوست داشته شدن، نمیکنند. از فعالیتی که  آن ها را به مقام و منزلتی نرساند،نمی توانند لذت ببرند. والدین این کودکان به جای حمایت از فعالیت های مورد علاقه شان، فقط برای کسب موفقیت های بزرگ از آن ها حمایت میکنند.

برای آن ها مهم است که فرزند چقدر میتواند شأن و منزلت خانواده را به همگان نشان دهد و افتخارآفرین باشد!

کودکانی که در خانه های این چنینی بزرگ می شوند، تنها در صورت موفقیت و شناخته شدن به عنوان “بهترین” فرد ،احساس امنیت و ارزش می کنند.دوست داشته شدن مشروط در دوران کودکی و ارزیابی بیش از حد توسط والدین باعث می شود الگوی مادام العمر تعقیبِ موفقیت و اشتباه گرفتن آن با خوشبختی در کودک ایجاد شود.

سناریو 2: والدین خودشیفته ی بی ارزش

در این سناریو ، والدینی بسیار سلطه گر و کم ارزش وجود دارد که همیشه کودک را تحقیر میکنند.

والدین به طور کلی تحریک پذیر هستند ، به راحتی عصبانی می شوند و انتظارات غیرواقعی زیادی دارند. اگر دو یا چند فرزند وجود داشته باشد ، والدین یکی را تحسین می کند و دیگران را می کوبد. “بچه خوب” می تواند به سرعت تبدیل به “بچه بد” شود وناگهان جای بچه ها باهم عوض می شود!

هیچ کس در خانواده احساس امنیت نمی کند و همه ی وقت خود را صرف تلاش برای آرام کردن والدِ در حال انفجار می کنند.کودکانی که در این خانه ها بزرگ می شوند احساس عصبانیت ، تحقیر و ناکافی بودن می کنند.

آن ها احتمالاً به چند روش مختلف در برابر وضعیت کودکیِ خود واکنش نشان می دهند:

1-کودک شکست خورده

برخی از این کودکان به راحتی تسلیم می شوند و شکست را می پذیرند. در سال های نوجوانی ، پس از سال هایی که به آن ها گفته میشد که  بی ارزش هستند ، ممکن است به خودسرزنشی و تنفراز خود که ناشی از افسردگی است،مبتلا شوند. سپس برای فرار از شرم درونی خود ، ممکن است سعی کنند دست به رفتارهای تکانشی و مصرف مواد بزنند . برخی معتاد به الکل و مواد مخدر می شوند و برخی دیگر روزهای خود را در اینترنت می گذرانند. آنها هرگز به توان بالقوه ی خود نمی رسند زیرا متقاعد شده اند که هیچ ارزش و توانایی ای ندارند.

2-کودک سرکش

این کودکان آشکارا پیام والدین مبنی بر “بازنده” بودنشان  را رد می کنند. در عوض ، آن ها زندگی خود را صرف این می کنند که به خود ، دنیا و پدر یا مادر بی ارزش ثابت کنند که منحصربه فرد هستند و والدینشان اشتباه می کنند. آن ها از هر راهی که بتوانند به دنبال موفقیت هستند. اثبات خاص بودن آنها به یک مأموریت مادام العمر تبدیل می شود ، در حالی که در پشت این ژست ها همیشه صدای خشنِ درونی وجود دارد که از هر اشتباه آن ها انتقاد می کند، مهم نیست که چقدر کوچک باشد!

3-کودک عصبانی

این کودکان از پدر یا مادر بی ارزش خشمگین می شوند. هرکسی که به هر طریقی پدر و مادرشان را به آن ها یادآوری کند ، هدف عصبانیت وی قرار می گیرد. آنها بعضی اوقات خود به خودشیفتگان سمی یا بدخیم تبدیل می شوند.دستاورد و موفقیت برای آن ها کافی نیست،متاسفانه آن ها به نابودی علاقه دارند.

سناریو 3:کودک طلایی

این والدین معمولاً خودشیفته هایی هستند که آن طور که باید  کانون توجه قرار نگرفته بودند،در عوض ، آن ها در مورد فرزند فوق العاده با استعداد خود لاف می زنند. اغلب اوقات کودکان با استعداد و شایسته ستایش هستند ، اما این والدین در مورد این ویژگی ها بیش از حد اغراق میکنند. این نوع ایده آل سازی بیش از حد کودک به عنوان فردی بی عیب و نقص و منحصر به فرد می تواند منجر به ایجاد خودشیفتگی در کودک شود.

ادراک نقص و شرم

وقتی والدین فرزندان خود را تبدیل به موجودات ایده آل و بی نقص می کنند ، ممکن است فرزندان با مشاهده نقصی در خود شرمنده شوند.درنتیجه می تواند آن ها را به تلاش برای رسیدن به کمال و اثبات بی عیب و نقص بودن و ایده آل سازی سوق دهد.

متوقف شدن رشد خودِ واقعی

در این فرایند ، کودک ممکن است ارتباط با خود با واقعی اش را از دست بدهد. آن ها به جای جست و جوی اینکه واقعاً چه کسانی هستند و علایق و استعدادهای واقعیشان چیست ، کاملاً از مسیر اصلی خارج می شوند و وقتشان را صرف انجام کارهایی می کنند که در آن مهارت دارند و فکر می کنند اینگونه می توانند رضایت والدینشان  را جلب کنند.

در نتیجه ی ایده آل گراییِ زیاد والدین ،کودک به دیگاهی نامتعادل نسبت به خودش می رسد. وقتی این اتفاق می افتد ، کودک هر نقصی را غیرقابل قبول می داند و تلاش می کند تا کامل به نظر برسد.

البته گاهی اوقات ، این کودکان در برابر نقش خود به عنوان “کودک طلایی” مقاومت می کنند ، خودشیفته نمی شوند و از تعریف و تمجیدهای بیش از حدی که دریافت می کنند ، خجالت می کشند. آن ها با نقشی که ازشان خواسته می شود در خانواده بازی کنند، احساس ناراحتی می کنند و در نهایت نقشی که والدین انتظار دارند را برآورده نمیکنند.

 سناریو 4:تحسین گرِ خودشیفتگی والدین

برخی از کودکان در یک خانواده خودشیفته ای بزرگ می شوند که در آنجا والدی وجود دارد که تنها به شرطی به کودک پاداش و توجه میدهند که او والدینِ خودشیفته اش را تحسین کرده و مطیع او باشد.

این کودکان باید بدون کوچک ترین انتقاد از والدین خود و بدون هیچ گونه تلاشی برای برتری و رسیدن به موفقیت والدین ، عظمت بی نهایت  والدینِ خودشیفته شان  را بپرستند!

متاسفانه این یک روش عالی برای ایجاد خودشیفتگان مخفی است.در بزرگسالی هم این کودکان خواهان قرار گرفتن در مرکز امور هستند و از دیگران توقع دارند توانمندی های بی نهایتشان را بی و چون و چرا تحسین کنند.

آن ها به خوبی با این نقش سازگار می شوند و زندگی شغلی و شخصی خود را تنها با این هدف دنبال میکنند که مانند بچگی خود،دیگران هم بی چون و چرا تحسین گرِ خودشیفتگی های بی پایانشان باشند!

امیدوارم متوجه شده باشید که چرا در بعضی از خانه ها ، خودشیفتگی تنها راه حل ممکن است.

 

ترجمه:فاطمه رنجبر

منبع:How a Child Can Become a Narcissist

اشتراک گذاری:

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on pinterest
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print
Share on email
mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید
    Verification: 21c1a9e26c75b00f