بازی با کودک: روش بازی درمانی چگونه اثرگذار است؟

[WPPV-TOTAL-VIEWS] مشاهده
بازی با کودک: روش بازی درمانی چگونه اثرگذار است؟

این مطلب توسط یک بازی درمانگر به نام  توماس کاسادو-فرانکل نوشته شده است:

من اغلب با نگرانی والدین در مورد اثربخشی بازی درمانی به عنوان نوعی درمان روبرو می شوم. آن ها می گویند: “این فقط یه بازیه!”

بازی درمانی فقط بازی نیست. این درمان ممکن است برای کودکان سرگرم کننده باشد – بله – اما مسائل زیادی از این طریق درک و بیان می شوند. بازی درمانی کاملا معنی دار است.

کودکان خردسال از طریق بازی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بازی کردن به کودکان این امکان را می دهد تا کنترل کردن زندگی در جهانی که توسط بزرگسالان اداره می شود را ، تجربه کنند. آن ها هنگام بازی،در بیان تجربه عاطفی و احساسات خود آزاد هستند .

با دسترسی به این قلمرو درونیِ کودک ، من به عنوان یک بازی درمانگر می توانم به کودک کمک کنم روش های جایگزین کنار آمدن با نگرانی های خود را پیدا کند.

بازی دنیای عاطفی درونی کودک را آشکار می کند

یک پسر بچه 6 ساله را در نظر بگیرید که بارها شاهد خشونت در خانه بوده و در مدرسه رفتارهای پرخاشگرانه ای از خود نشان می دهد (در مدرسه به او زورگو می گویند). او با ماشین های بزرگ اسباب بازی به جلسه  درمان می رود و در یک چشم بهم زدن ،فضای اتاق را به یک میدان جنگ یا یک خانه عروسکی که در محاصره است، تبدیل می کند. بازی و واقعیت تفاوت چندانی باهم ندارند.

در نگاه اول ، ممکن است این پسر، کودک پرخاشگری باشد که در بازی خود خشمگین و عصبانی است ، اما برای درمانگر ، او دنیایی از درد را آشکار می کند. کودک با اختصاص دادن نقش قربانی به من (درمانگر)، خود ترسناک و آسیب پذیرش را وارد جلسه می کند. در این نقش ، من باید بارها و بارها تلاش کنم تا از خانواده خود در مقابل یک بچه شرور در یک خانه عروسک غیر قابل پیش بینی و محاصره شده، دفاع کنم .فکر میکنم که اودر خانه اش ، خانه ای که او بارها در محاصره قرارمیگیرد، همین حس را تجربه میکند.

“آماده شوید که آدمهای بد نزدیک می شوند!”  او درست قبل از شروع حمله نجوا می کند. ماشین پلیس اسباب بازی ای که می فرستم قادر به جلوگیری ومانع شدن از ورود آنها نیست. در ادامه بازی متوجه شدم که حتی آدم های خوب هم در خانه تبدیل به افراد شرور شده اند. دیگر به دوستان من در خانه عروسک ها نمیتوان اعتماد کرد و من مجبورم از همه طرف، در و پنجره هجوم را تحمل کنم. این احساس به من دست می دهد که هر چقدر هم بجنگم ،گیر کرده ام و کار زیادی نمی توانم انجام دهم.

من ناتوانی ای که هر روز کودک مجبور است تحمل کند را تجربه می کنم. عصبانیت در بازی او ، مانند آنچه در مدرسه ابراز می شود ، احتمالاً واکنش او در برابر هیجانات اساسی درد و ترس است.

کارهایی که او در بازی انجام میدهد جایگزین ناتوانی او در ابراز احساسات و رنج هایش است.

یا به دختری 8 ساله فکر کنید که اضطرابش آن چنان شدید است که عملا او را لال کرده و علائم او به کل بدنش سرایت کرده است. روده های او  به سختی حرکت میکند و در بلعیدن مشکل دارد.

تلاش برای استفاده از کلمات در اولین جلسه ما بی فایده است ، اما او به محض بیرون آمدن از خانه عروسک ها ، به شخصیت ها صدا می دهد. والدین اسباب بازی با هواپیمای کوچکی رد می شوند و ناگهان در گوشه ای پنهان از اتاق ناپدید می شوند. کودکان در خانه عروسک ها تنها هستند.

سابقه خانوادگی کودک نشان می دهد که مادر بعد از تولد آخرین خواهر و برادرش دچار عوارض پزشکی هولناکی شده و پدرش آن ها را ترک و مهاجرت کرده است. بازی کردن او احساساتش را به یک عمل قابل مشاهده تبدیل می کند.

بازی درمانی روش های جایگزین را  پیشنهاد میکند

برای کودک پسر، پرخاشگری در مدرسه ممکن است تنها احساسی باشد که فکر میکند می تواند از قربانی شدن او جلوگیری کند. اما جدا از احساس آسیب پذیری و قربانی شدن ، او فرصتی برای پرداختن به درد زندگی اش در خانه نخواهد داشت. درمانگر این را می فهمد و تلاش می کند تا این مشکلات  را از طریق نمایش و بازی حل کند.

من آدمک وفادار خود را بیرون می آورم و درست در میان هولناک ترین حملات آدم های بد کودک ، آدمک ناجی من فریاد می کشد: “بایستید، هیچ آدم بدی حق حمله ندارد! آدم های بد بیرون بروند!”.

من ازجانب بخشی از کودک صحبت می کنم که آرزوی آرامش و امنیت دارد. اگرچه کاراکترها در بازی به ظاهر عصبانی هستند ، اما در اصل تمایل دارند تا از خود محافظت کنند،پس ما یک روش ایمن و درست برای رفع آسیب پذیری کودک پیدا کرده ایم.

کودک می گوید ، “وقتی این حرف را میزنی خیلی خوشم می آید! نمی دانم چرا ، اما واقعاً آن را دوست دارم !! دوباره بگو!” و من دوباره اینکار را انجام میدهم.یا می گویم تفنگدار اعلام میکند: “هیچ آدم بدی حق آسیب زدن نداره !” (تقویت حمایت از کودک)

از طرف دیگر ، دختر بیمار، من را دربازی وادار می کند تا به جستجوی پدر و مادر گمشده خود بپردازم. به عنوان دختر کوچک ، می پرسم ، “چه زمانی آنها برمی گردند ؟!”

عروسک می گوید ، “من نمی دانم!” من فریاد می زنم ، “اما من نگران هستم! من می خواهم پدر و مادرم همین الان برگردند! ” . درمانگر کلماتی را برای این احساسات پنهان و سرکوب شده پیدا می کند.

بازی درمانی عمیقا جبران کننده است

برای دختر بچه بیمار پیام بازی درمانی این است که بهترین راه برای رفع ترس های غیرقابل کنترل،بیان کردن ترس ها از طریق کلمات و ابراز احساسات است. بزرگترها اینجا میتوانند  در پردازش و درک ترس هایت ،بهت کمک کنند.وقتی که دنیا ترسناک نیست و کودک یاد میگیرد که آرامشش را حفظ کند،بیماری های جسمی اش نیز کم کم از بین می روند.

پیام بازی درمانی برای کودک پسر این است که فرد برای ایمن بودن نیازی به حمله ندارد.او می تواند با کلمات از خودش دفاع کند. او می تواند بدون پرخاشگری آشکار ، اقتدار خود را اعلام کند. برای احساس آسیب پذیری کمتر ، همیشه جنگ و دعوا در مدرسه لازم نیست. راهی برای محافظت از خود بدون حمله وپرخاشگری وجود دارد.

بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا احساسات سخت و دردناک را پشت سر بگذارند.  به آن ها کمک می کند تا احساس دیده و شنیده شدن داشته باشند و برای کودکانی که در نوشته ام به آن ها اشاره کردم ، اغلب از طریق  بهبود رفتار در مدرسه یا کاهش اضطراب طاقت فرسا کمک کننده است.

در بازی درمانی، درک کردن هیجانات اساسی کودک عمیقا می تواند جبران کننده ی آسیب ها باشد.

ترجمه:فاطمه رنجبر

منبع:Child’s Play: How Play Therapy Works

اشتراک گذاری:

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه
    Verification: 21c1a9e26c75b00f